دانستنی های باور نکردنی!!!
.۱۱ادرار گربه زير نور سياه ميدرخشد.
12.تعداد چينيهايي که انگليسي بلدند، از تعداد آمريکاييهايي که انگليسي بلدند، بيشتر است!!
13.دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرطي که طرفين خون خود را بر گردن بگيرند.
14.فيلها تنها حيواناتي هستند که نميتوانند بپرند.
15.هر بار که يک تمبر را ميليسيد 10/1 کالري انرژي مصرف ميکنيد.
16.فورييه 1865 تنها زماني بود که ماه کامل نشد.
17.کوتاهترين جمله کامل در زبان انگليسي I am است.
ادامه مطلب
+|
نوشته شده در
86/04/05ساعت 14:31 توسط یک دوست
|
هنر سایه بازی
+|
نوشته شده در
86/04/05ساعت 14:23 توسط یک دوست
|
عجایب خلقت!
عکس هایی که در زیر مشاهده می کنید تصویر افرادی می باشد که عجایب جهان تا سال ۱۹۹۰ محسوب می شدند تمامی این تصاویر مستند می باشند و این افراد تا قبل از سال ۱۹۹۰ در دنیا می زیستند

مرد اسکلتی

چاق ترین مرد دنیا

دو قلو های به هم چسبیده

زن صورت سگی

مرد صورت فیلی

کوچکترین زن دنیا

مرد سه پا
+|
نوشته شده در
86/04/05ساعت 13:23 توسط یک دوست
|
اینم یه عکس لو لو
+|
نوشته شده در
86/04/05ساعت 13:14 توسط یک دوست
|
ایرانیان مشهور مقیم آمریکا
فرزاد ناظم (شرکت یاهو)
پروفسور علی جوان (کاشف لیزر هلیمی)
امید کردستانی (گوگل)
پیر امیدیار (ایبِی e-bay)
پروفسور لطفیزاده (استاد دانشگاه آمريكا و پدر منطق فازی)
ماریا خرسند (رئیس شرکت اریکسون)
وحید تارخ (مخترع کدهای فضا-زمان در مخابرات)
آندره آغاسی (قهرمان تنیس)
حسین اسلامبلچی(رئيس شرکت مخابرات آمریکا AT&T)
بیژن داوری (معاون ارشد شرکت آیبیام)
انوشه انصاری (رئیس موسسه فناوری تلکام و حامی مالی جایزه انصاری)
فیروز نادری (مدیر پروژهٔ مریخنورد ناسا)
محمد جمشیدی (استاد دانشگاه و عضو همکار در برخی از پروژههای ناسا)
آزیتا ولینیا (استاد فیزیک دانشگاه در آمریکا و عضو پژوهشگران ناسا)
آزاده تبازاده (دانشمند ایستگاه فضایی ناسا)
کریستین امانپور (رئیس بخش خبری سیانان در آمریکا)
شهره آغداشلو (بازیگر)
فریار شیرزاد (معاون وزارت بازرگانی آمریکا و دستیار ریاست جمهوری آمریکا در کاخ سفید)
کتیا فلکشاهی (مدیر شرکت NEA)
بيژن پاكزاد (بزگترين سازندهٔ عطر و طراح لباس جهان)
آسیه نامدار (گوینده اخبار در سیانان)
محسن معظمی (معاون ارشد شرکت سیسکو سیستم)
رودی بختیار (از مجریان خبری در سیانان)
پروفسور عبدالحسن آستانه اصل (استاد دانشگاه برکلی،کالیفرنیا،آمريكا و
محقق ) چگونگی ریزش برجهای دوقلو در حادثه ۱۱ سپتامبر)
منبع سایت ویکی پدیا
کاش لااقل اونایی که موندن تو ایران قدرشونو بدونیم
+|
نوشته شده در
86/04/05ساعت 11:40 توسط یک دوست
|
فقر
آی آدمها
که بر ساحل نشسته شاد و خندانید
یک نفر در آب دارد می سپارد جان
یک نفر دارد که دایم دست و پای میزند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید
آن زمان که مست هستید از خیال دست یازیدن به دشمن
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتید دست ناتوانی را
لطفا" نظر خدتون رو درباره خدتون بعد از دیدن این عکس بنویسید!
+|
نوشته شده در
86/04/05ساعت 11:38 توسط یک دوست
|
بزرگترین موجود زنده دنیا
قارچ “آرميلاريا اوستويا” ( (Armillaria ostoyaeكه در ميان مردم به “پوسيدگي ريشه” معروف است در نتيجه شيوع گسترده در “پريري سيتي” در ايالت “اورگان” به بزرگترين موجود زنده در جهان تبديل شده است.
به گزارش خبرگزاري يونايتدپرس از پريري سيتي، يك مقام ايالت اورگان گفت، در حال حاضر اين قارچ بيش از ۳۵۴۰كيلومتر مربع از لايه زير زمينهاي خارج اين شهر را در ايالت “اورگان” پوشانده است و مقامات حيات وحش نميدانند چگونه رشد آن را متوقف كنند.
با توجه به اينكه برخي تخمينها سن اين قارچ را هشت هزار سال برآورد ميكنند، اين موجود طبيعي زمان زيادي فرصت داشته است تا در سراسر اين منطقه گسترش يابد و ساير موجودات زنده، ندانسته روي آن قرار بگيرند.
اين قارچ اكنون در منطقهاي برابر با هزار و ۶۰۰زمين فوتبال گسترش يافته، فقط در مناطقي كه درختها را از بين برده است، محسوس است.
مقام ياد شده گفت، اين موجود زنده كه ركورد اشغال بيشترين مكان را به خود اختصاص داده است چهار سال قبل بخشي از پيكر خود را در يك آتش سوزي از دست داد.
+|
نوشته شده در
86/04/04ساعت 18:28 توسط یک دوست
|
فهرست معنی نام کشورها
1. آذربایجان:آتورپاتکان{نگهدار آتش}(فارسی/ دری)
2. آرژانتین:سرزمین نقره(اسپانیایی)
3. آفریقای جنوبی:سرزمین بدون سرما(آفتابی) جنوبی(لاتین،یونانی)
4. آفریقای مرکزی:سرزمین بدون سرما(آفتابی) مرکزی(لاتین،یونانی)
5. آلبانی:سرزمین کوهنشینان
6. آلمان:سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن(فرانسوی - ژرمنی)
7. آنتیگوا و باربودا:
8. آندورا:
9. آنگولا:از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود
10. اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)
11. اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)
12. اردن:
13. ارمنستان: سرزمین فرزندان ارمن،نام نبیره ی نوح"ع"(فارسی/ دری)
14. اریتره:
15. ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی-ترکی-فارسی/ دری)
16. اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)
17. استرالیا: سرزمین جنوبی (از لاتین)
18. استونی: راه شرقی (ژرمنی)
19. اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)
20. اسکاتلند:سرزمین اسکات ها{در لاتین قوم گائل را گویند}(لاتین)
21. اسلوواکی:
22. اسلوونی:
23. افغانستان:سرزمین قوم افغان(دری فارسی)
24. اکوادور:خط استوا (اسپانیایی)
25. الجزایر:جزیره ها(عربی)
26. السالوادور:رهایی بخش مقدس(اسپانیایی)
27. امارات متحده عربی:شاهزاده نشین های یکپارچه عربی(عربی)
28. اندونزی:مجمع الجزایر هند(فرانسوی)
29. انگلیس:سرزمین قوم آنگل(ژرمنی)
30. اوروگوئه:شرقی
31. اوکراین:منطقه مرزی(اسلاوی)
32. اوگاندا:
33. ایالات متحده امریکا:از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی
34. ایتالیا: شاید به معنی ایزد گوساله (یونانی)
35. ایران: سرزمین نجیب زادگان (آریاییان) (فارسی دری)
36. ایرلند: سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا) (انگلیسی)
37. ایسلند: سرزمین یخ (ایسلندی)
38. باربادوس:
39. باهاما: دریای کم عمق یا ریشدارها(اسپانیایی)
40. بحرین: دو دریا (عربی)
41. برزیل: چوب قرمز
42. برونئی:
43. بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان(لاتین)
44. بلژیک: سرزمین قوم بلژ (از اقوام سلتی)، واژه بلژ احتمالاً معنی زهدان و کیسه میداده.
45. بلغارستان:
46. بلیز: یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژهای بومی به معنای آب گل آلود
47. بنگلادش: ملت بنگال (بنگلادشی)
48. بنین:
49. بوتان: تبتی تبار
50. بوتسوانا: سرزمین قوم تسوانا
51. بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار (از زبانهای موره -دیولا)
52. بوروندی:
53. بوسنی و هرزگوین:
54. بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین
55. پاپوا گینه نو:
56. پاراگوئه: این سوی رودخانه
57. پاکستان: سرزمین پاکان
58. پالائو:
59. پاناما:جای پر از ماهی(زبان کوئِوا)
60. پرتغال: بندر قوم گال (از اقوام سلتی) (لاتین)
61. پرو:
62. پورتوریکو: بندر ثروتمند (اسپانیایی)
63. تاجیکستان:
64. تانزانیا:این نام از همامیزی تانگانیگا(سرزمین دریاچه تانگا) + زنگبار است
65. تایلند:سرزمین قوم تای
66. تایوان:
67. ترکمنستان: سرزمین ترک مانندها
68. ترکیه: سرزمین قویها (ترکی با پسوند عربی)
69. ترینیداد و توباگو:
70. توگو:
71. تونس:
72. تونگا:
73. تووالو:
74. جامائیکا: سرزمین بهاران
75. جیبوتی: شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند(زبان آفار)
76. چاد: دریاچه ( زبان بورنو)
77. چک:
78. چین:سرزمین مرکزی(چینی)
79. دانمارک: مرز قوم "دان"
80. دومینیکا:
81. دومینیکن: کشور دومینیک مقدس (اسپانیایی)
82. روآندا:
83. روسیه: کشور روشن ها، سپیدان (شاید از ریشه سکایی"راؤش")
84. روسیه سفید (بلاروس):درخشنده(روس) سفید(روسی)
85. رومانی: سرزمین رومی ها
86. زامبیا:
87. زئیر:
88. زلاند نو:زلاند جدید(زلاند نام یکی از استان های هلند به معنای دریاست)
89. زیمبابوه:
90. ژاپن: سرزمین خورشید تابان(ژاپنی)
91. سائوتومه و پرنسیپ:
92. ساحل عاج:ساحل عاج
93. ساموآ:
94. سان مارینو:
95. سریلانکا: جزیره باشکوه (سنسکریت)
96. سلیمان جزایر:از نام حضرت سلیمان
97. سنت کیتس ونویس:
98. سنت لوسیا:
99. سنت وینسنت و گرنادین:
100. سنگاپور:
101. سنگال:
102. سوئد: سرزمین قوم "سوی"
103. سوازیلند:سرزمین قوم سوازی
104. سوئیس: سرزمین مرداب
105. سودان: سیاهان(عربی)
106. سورینام:
107. سوریه: سرزمین آشور (سامی)
108. سومالی:
109. سیرالئون: کوه شیر
110. سیشل:
111. شیلی: پایان خشکی- برف (از زبان بومی آنجا)
112. صحرا:بیابان(عربی)
113. صربستان:سرزمین قوم صرب(یوگسلاوی: سرزمین اسلاو های جنوب)
114. عراق: شاید ازایراک به معنای ایران کوچک(فارسی)
115. عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت. واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد است. سعود یعنی خوشبخت.
116. عمان:
117. غنا:
118. فرانسه: سرزمین قوم فرانک (از اقوام سلتی)
119. فلسطین:
120. فنلاند:سرزمین قوم "فن"
121. فیجی:
122. فیلیپین:از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ
123. قبرس:
124. قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله (قرقیزی)
125. قزاقستان: سرزمین کوچگران (قزاقی)
126. قطر:شاید به معنای بارانی(عربی)
127. کاستاریکا:ساحل غنی(اسپانیایی)
128. کامبوج:
129. کامرون:
130. کانادا: دهکده (زبان سرخپوستی"ایروکوئی")
131. کرواسی:
132. کره جنوبی:
133. کره شمالی:
134. کلمبیا:سرزمین کلمب(کریستف کلمب)(اسپانیایی)
135. کنگو :
136. کنیا: کوه سپیدی (زبان کیکویو)
137. کوبا:
138. کومور:
139. کویت: دژ کوچک (هندی-عربی)
140. کیپ ورد:
141. کیریباسی:
142. گابون:
143. گامبیا:
144. گرجستان:سرزمین کشاورزان(یونانی)
145. گرنادا:
146. گواتمالا:
147. گینه:
148. گینه استوایی:
149. گینه بیسائو:
150. لائوس:
151. لتونی:(لاتویا)
152. لبنان:سفید(عبری)
153. لسوتو:
154. لوگزامبورگ:
155. لهستان: سرزمین قوم "له"
156. لیبریا: سرزمین آزادی
157. لیبی:
158. لیتوانی:
159. لیختن اشتاین:
160. ماداگاسکار:
161. مارشال جزایر:
162. مالاوی:
163. مالت:
164. مالدیو:
165. مالزی:
166. مالی:
167. مجارستان:سرزمین قوم مجار (مجاری)
168. مراکش:(مغرب)
169. مصر: شهر - آبادی
170. مغولستان:
171. مقدونیه: سرزمین کوه نشین ها، بلندنشینها (یونانی)
172. مکزیک:اسپانیای جدید(اسپانیایی)
173. موریتانی: سرزمین قوم مور (لاتین)
174. موریس:
175. موزامبیک:
176. مولداوی:
177. موناکو:
178. مونته نگرو:
179. میانمار:(برمه)
180. میکرونزی:مجمع الجزایر کوچک(فراسوی)
181. نائورو:
182. نامیبیا:
183. نپال:
184. نروژ: راه شمال
185. نیجر: سیاه (لاتین)
186. نیجریه: سرزمین سیاه (لاتین)
187. نیکاراگوئهدریای نیکارائو (نام مردم آن منطقه) - آگوئه (اسپانیایی)
188. واتیکان: گرفته شده از نام تپهای به نام واتیکان (اتروسکی)
189. وانواتو:
190. ونزوئلا: ونیز کوچک
191. ویتنام: اقوام "ویت" جنوبی(ویتنامی)
192. ویلز:بیگانگان(ژرمنی)
193. هائیتی:
194. هلند: سرزمین چوب (آلمانی)
195. هند:پر آب (فارسی باستان)
196. هندوراس: ژرفناها (اسپانیایی)
197. یمن: خوشبخت
198. یونان: سرزمین قوم "یون"
+|
نوشته شده در
86/04/04ساعت 18:20 توسط یک دوست
|
چگونه ازدواج كنيم؟
در راستاي اينكه ازدواج يكي از مواردي است كه امروزه خواب و خيال جوانان پاك و متين شده است، موارد زير جهت اولين گام براي ازدواج توصيه مي شود:
خواستگاري و روشهاي آن:
چندين روش براي خواستگاري وجود داره.
1- مثل زمان ناصر الدين شاه ننه جون و بيبي صغراي معروف و آبجيجون و خاله اقدس و عمه كلثوم رو مثل گروه بازرسين سازمان ملل راهي خونههاي مردم كنيم تا دختر بيچاره اونارو با ذره بين كنكاش كنن و هزار و يك عيب روش بذارن و چاي و ميوهاي خورده عزم را براي يافتن دختر شاه پريان جزم نمايند. و همينطور هي برن و هي بيان تا يكي رو اونا بپسندن و شما رو ببرن ببينيدش و تموم. خلاص.
2- مثل زمان محمدرضاشاه خودتون راه بيفتين توي خيابوناي خلوت و تا از يكي خوشتون اومد بپريد جلو و خيلي مودبانه باهش آشنا بشيد و بعد دستش رو بگيريد ببريد توي يك كاباره و بعد از شنيدن ترانهاي از مرضيه ازش درخواست ازدواج كنيد و اونم يه لبخند شرم گينانه بزنه و بله رو بگه و بعدا اگه دلتون خواست به ماما و پاپا بگين.
3- مثل همين زمان رفتار كنين و برين دانشجو بشين و توي دانشگاه با يكي سر حرف رو باز كنيد و بعد كمكم ازش خوشتون بياد و بعد براش نامه بنويسيد و يواشكي بهش بديد و دلتون تاپ تاپ كنه و بعد هم بيسروصدا عقد بشين و سر كلاس همش به هم نگاه كنيد.
4- مثل زمان آينده رفتار كنيد و به دوست دخترتون بگين يك نفر براتون پيدا كنه و بعد همراه همون دوست دخترتون يه شاخه گل بخريد و بريد خونه طرف و اگه ازش خوشتون اومد چه بهتر و گرنه واسه اينكه دلش نشكنه حداقل باهاش دوست بشيد.
5- روش خشنتري هم هست كه بايد يك شيشه اسيد بخريد و بريد سر راه طرف و تهديدش كنيد كه يا زنتون بشه يا شيشه اسيدو روي خودتون ميريزيد.
ويا اصلا ميشه هيچكدوم ازين دردسرا رو متحمل نشد و مثل آدم، مسير عادي زندگي رو طي كرد.
پيشنهاداتي براي عدم ترشيدگي دوشيزگان محترم:
1- يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.
2- ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.
3- در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه ميگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم.
4- سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن ميافتين.
5- تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.
6- دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج ميشه.
7- پسرهاي فاميل بهترين و در دسترسترين طعمهها هستند، رو هوا بقاپيدشون.
8- رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل...!
9- توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بيبي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد ميسازن واستون.
10- يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.
11- در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.
12- مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.
13- سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...
14- تا مامانه و باباهه ميگن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.
15- بلاخره اگه خداي نكرده ميخواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتونه.
16- و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار ندارم.
17- ...و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده به فكر زندگي آيندهتون باشيد و اينقدر از اين دست به اون دست نريد ..
+|
نوشته شده در
86/04/04ساعت 17:54 توسط یک دوست
|
زن در ضربالمثلهاي ملل
زنان سوژه ضربالمثلهاي متعددي هستند و اين مطلب تنها مربوط به ايران نيست. نگاهي داريم به چند ضرب المثل درباره زنان از کشورهاي مختلف جهان:
انگليسي:
زن شري است مورد نياز.
زن فقط يک چيز را پنهان نگاه ميدارد آنهم چيزي است که نميداند.
هلندي:
وقتي زن خوب در خانه باشد، خوشي از در و ديوار مي ريزد.
استوني:
از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقير زن بگير.
فرانسوي:
آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.
انتخاب زن و هندوانه مشکل است.
بدون زن، مرد موجودي خشن و نخراشيده بود.
آلماني:
کاري را که شيطان از عهده بر نيايد زن انجام ميدهد.
وقتي زني ميميرد يک فقته از دنيا کم ميشود.
کسي که زن ثروتمند بگيرد آزادي خود را فروخته است.
آنکه را خدا زن داد، صبر هم داده.
گريه زن، دزدانه خنديدن است.
يوناني:
شرهاي سهگانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن.
براي مردم مهم نيست که زن بگيرد يا نگيرد، زيرا در هر دو صورت پشيمان خواهد شد.
گرجيها:
اسلحه زن اشک اوست.
ايتاليايي:
اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نيست.
زناشويي را ستايش کن اما زن نگير.
زن و گاو را از شهر خودت انتخاب کن.
+|
نوشته شده در
86/04/04ساعت 17:52 توسط یک دوست
|
طريقه درست كردن نيمرو
دخترها:
توي ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو، نوشجان ميكنن
پسرها:
توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بالاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
توي ماهيتابه روغن ميريزن
توي يخچال دنبال تخممرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!)
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
تخممرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسه نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزي تخممرغها رو هم ميزنن
صداي «گل» رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
سريع برميگردن توي آشپزخونه
تخممرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
قابلمه مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخممرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
روي باقيمانده تخممرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچه تنظيف، قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله، آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
+|
نوشته شده در
86/04/04ساعت 17:51 توسط یک دوست
|